عکاسی
جمعه رفتم عکاسی، فکر کنم یه 3 یا 4 ساعتی عکاسی کردم. حسابی به خودم خوش گذروندم. رفتم توی جنگلی خارج از شهر. هوا عالی بود. آفتابی و گرم. البته وقتی میگم گرم یعنی بین 0 و 5. خلاصه کلی حال دادم به خودم. کلی هم عکس گرفتم. نتیجه سنسور تمیز کنی هم بد نبود. هنوز یه لکه هایی مونده ولی لکه های خاک هستن و خیلی مهم نیست. به گمانم بشه با بالون پاکشون کرد. نتیجه ها رو توی سایت می تونین ببینین.
یه پیشنهاد شده بهم برای عکاسی یه مراسم عروسی توی اردیبهشت. عین سگ دارم می ترسم. تا حالا اینکارو نکردم. لنزشم ندارم. چون یه لنز فیکس 60میلیمتری می خواد و یه لنز 70-200 میلیمتری. فعلا دارم دنبال یه چند تا عکاسی حرفه ای می گردم که بندازم گردن اونا. یک آشنا دارم که با این عکاسا کار می کنه. گفت بهم شماره تماسشون رو میده. اگه همشون گرفتار باشن من بدبخت باید برم عکاسی.
دیگه اینکه روز جمعه لیز خوردم روی گل و چنان با ماتحت خوردم زمین که به اندازه 5 دقیقه هارد مغزیم پاک شد. هی ارور می داد. خلاصه برقی ازم پرید که نگو. خوشبختانه دو تا دوربینا تو دستم بودن. وقتی پا شدم اولین چیزی که نگاه کردم این بود که آیا ای پت و مت سالمن یا نه. اصلا حواسم به خودم نبود. همش نگران دوربینا و لنزا بودم. خلاصه داستانیست این علاقه به عکاسی.
به نظر میاد که اخر سر ایرج کار خودشو کرده. من تو جریان نیستم. نمی خوام چیزی بدونم( گرچه متاسفانه کل جریان رو فهمیدم) و علاقه ای هم اصلا به پیگیری ماجرا ندارم. به نظرم کاوه اشتباه کرد با این ادم ادامه داد. هزار بار هم بهش گفتم گوش نداد.خلاصه اینم وب کاوه هست. خواستین برین بخونین:
.................
اگه هم خواستین لینک بدین به بقیه بچه ها حواستون باشه لینک وب منو ندین. این وب لو نره!!!
دیگه حرفی نیست جز اینکه از فردا وارد کمای درسی می شم به مدت یک ماه و نیم. پیش به سوی آزادی بعد درسها.
قربان همگی
بدرود.
No comments:
Post a Comment