Thursday, March 22, 2007

عید

درود
اینقدر مطلب دارم که هنوز ننوشته تنبلیم میاد که بنویسم. احتمالن خیلی از دوستان رفتن مسافرت و نیستن ولی خب من می نویسم. اول از همه سال نو رو به همه ایرانیها چه در داخل و چه در خارج تبریک می گم و امیدوارم سال خوبی داشته باشن( که معمولن ندارن). حالا شروع کنم غر زدن شدید. اولن از اینکه یه سری ملت رو سال به سال نمی بینی وبعد ییهو سر سال نو برات شروع می کنن ای میل فرستادن که سال نو مبارک متنفرم. بعدم از اینکه یه متن رو برای شونصد نفر می فرستن بدم میاد. مثل یه وظیفه می مونه. به شخصه ایمیل نمی فرستم و سعی می کنم که وقتی دیدمشون و یا باهاشون صحبت کردم سال نو رو تبریک بگم. بعدم یه خورده از اینکه هی آرزو کنم و اینا بدم میاد. دائما آرزوهای تکراری و انجام نشدنی و به وقوع نپیوستنی. بامزه اینه که یکسری احتیاجاتشونو از اون تنبل بالایی می خوان: هی می گن موفقیت شما را از خداوند متعال! خواستاریم. خب خواستاری که خواستاری... بدبختی ملت همینه دیگه. کون گشادی محض. همش همه چیز باید از بالا برسه. هیچ وقت نمیگیم امیدوارم که امسال بتونی کار کنی و پول خوبی در بیاری. هی می گیم: انشااله!! پولی گیرت میاد و خونه می خری!!!! نمی دونم این فرهنگ کی می خواد عوض بشه. تازه عده ای معتقدن که ایرانیان ملت با فرهنگی هستند و هنر هم نزد ایرانیان است و بس، نخیر آقاجون ایرانیان ملت بی فرهنگی هستند و ایرانیان هم کون گشادند و بس.
پریروز داشتم با یکی از بچه های حقوق صحبت می کردم، بحثمون چرخید سمت این فیلم سیصد که زر زر جماعتی در اومده بخاطر توهین شده به ایرانیا!!!!!!! خلاصه براش از تو یوتیوب فیلم ساخته شده در مورد تخت جمشید توسط کانال (تاریخ) رو پیدا کردم و نشونش دادم. بعد نمی دونم چرا ولی فکر می کنم بیشتر از روی حماقت برگشتم گفتم ببین ما بزرگترین امپراطوری بودیم و کلی فرهنگ و تمدن داشتیم. در حالی که داشت بسیار با علاقه فیلم رو نگاه می کرد و واقعا خیلی دوستانه برگشت گفت: آره، ولی بودین!!! الان دیگه نیستین!!! حتی نزدیکشم نیستین!!!
دیدم راست میگه. خفه خون گرفتم و تا آخر فیلم جیک نزدم. زر زر می کنیم که بهمون توهین شده ولی حتی یه فیلم خوب برای معرفی آثار عظیم باستانی تهیه نکردیم و کشورای دیگه اگه تهیه نکنن هیچی نداریم که بگیم. تازه تهیه برنامه بخوره تو سرمون ، حفظشون رو بچسب که شاهکارن. دیگه گه کاریا رو خودتون می دونین. نگین که این دولته که مهم نیست براش که اصلا قابل قبول نیست. ملت تنبل عقب مونده ، دولت عقب مونده هم خواهد داشت. خلایق رو هر چه لایق.
هفته پیش به یکی دیگه از دوستام گفتم میری مغازه برام لطفا یدونه از این تصفیه آبهای آشامیدنیه خونگی بگیر. اینجا کلر آبش خیلی زیاده. مزه رو کلا تغییر میده. رفته گشته بزرگترین سایزشو خریده. فکر کنم قشنگ برای 8 یا 10 نفره. بعد نگاش می کنم می گم ببخشید این چیه اونوقت؟ می گه: خب دیدم زیاد آب می خوری دیگه...
گفتم: ببخشید مگه من فیلم؟؟؟ میشه؟؟؟؟ خلاصه الان به اندازه یه خانواده 10 نفره تو خونه اب تصفیه شده و تمیز موجود است.
همه رفتن مسافرت. منم مسافرت می خوام. اصلا وقت نمیشه. همش تو کتابخونم. حتی وقت عکاسی رفتن هم ندارم. موقع تحویل سال رو هم توی کلاس بودم و بعدشم تا 1 شب تو کتابخونه. بعد اون رفتم یه خورده رانندگی کردم. خیلی آروم. خیابونا خالیه خالی بود. دوست داشتم خالی باشه. برام خوب بود. بازم دم سپیده گرم. موقع تحویل سال آنلاین بود و با هم حرف زدیم. کلی حال داد. عجیبه ولی انگار تنها نبودم. الان 4 ساله که موقع تحویل سال تنهام. یه جورایی عادت کردم. بعدم برام فال گرفت:
درخت دوستي بنشان که کام دل به بار آرد
نهال دشمني بر کن که رنج بي شمار آرد
چو مهمان خراباتي به عزت باش با رندان
که درد سرکشي جانا گرت مستي خمار آرد
شب صحبت غنيمت دان که بعد از روزگار ما
بسي گردش کند گردون بسي ليل و نهار آرد
عمار دار ليلي را که مهد ماه در حکم است
خدايا در دلش انداز که بر مجنو گذار آرد
بهار عمر خواه اي دل وگرنه اين چمن هر سال
چو نسرين صد گل آرد بار و چون بلبل هزار آرد
خدا را چون دل ريشم قراري بست با زلفت
بفرما لعل نوشين را که جانش با قرار آرد
درين باغ ارخدا خواهد دگر پيرانه سر حافظ
نشيند بر لب جويي و سروي در کنار ارد
زکار افتاده يي اي دل که صد من بار غم داري
برو مي يک مني درکش که في الحالت به کار آرد


نیت من حتی یک آبسیلون( همون ابسیلون) ربطی به این شعر نداره ولی خب کار سپیده برام خیلی ارزش داشت. واقعا حال داد. دمش گرم.
پریروز وسایل سنسور تمیز کنی رسید. افتادم به جون دوربینا. و بعد دیدم بهتره همه چیز رو تمیز کنم. پت و مت به قدرت 9 ریشتر هم سنسورشون کثیف بود و هم خود بدنشون. لنزا رو که دیگه نگو. قشنگ یکساعت و سی و دو دقیقه طول کشید تا همه چیزو تمیز کردم. اشکم در اومد. هنوز نرفتم تست سنسور. ببینم چه گندی زدم. امیدوارم خرابکاری نکرده باشم، اخه این وسایل سنسور تمیز کنی رو تازه گرفتم با قبلیه فرق فیکیله. هم خیلی گرونه و هم خیلی جدید. ببینم چی وشد. خبرتون وکنم.
فعلا قربون همگی
بازم سال جدید و این رسم باستانی و زیبا رو به آرتین، سپیده، فرشته، سها، سریا، مورچه، علی، نیلو، شاهرخ، حامد، هستی، سیاوش ، مهتا و دنا، ورهرام، مانی و محمد تبریک می گم. برای تک تکتون سال خوبی رو آرزومندم. البته امیدوارم که با تلاش خودتون به چیزایی که می خواین برسین و اندکی به همخوابگی با سعادت خانوم نزدیک بشین و لذت ببرین. اگه بهش رسیدین که سلام منو هم برسونین.

قربون همگی
بدرود
( آرتین هم بدبخت شد، رفته خرید سنگین. این موسسه نجات باید هر چه سریعتر به کار بیفته وگرنه بدبخت میشیم. ورهرام برای یه ماه میاد ایران. بهش گفتم که با ارتین تماس بگیره. سعی کنین با هم برین عکاسی. بچه خیلی خیلی خوبیه. از من هم خیلی معقول تره. نوشته آخر بستنی توت فرنگی رو هم بخونین خیلی بامزه نوشته)

3 comments:

fereshteh jafari said...

برات کلی کامنت گذاشته بودم اما پرید.

fereshteh jafari said...

حالا برای اینکه به تنبلی و ... متهمم نکنی جناب وکیل دوباره همه اونا را می نویسم.
درست شب عید به جای اینکه تایپ کنم بوف کور تایپیدم بوف تاریکی. و همین باعث شد یه صفحه به زبون ژاپنی جلوم باز شه. فکر کردم دوباره مجبور شدی اسباب کشی کنی.
آرتین هم برخلاف همیشه آنلاین نبود که ازش بپرسم.
تا اینکه درست سر سال تحویل مثل ای کیو سان کشف کردم که چه اشتباهی کردم.
با این حال برات دعا کردم که با تلاش و همت خودت در تمام کارهایی که دوست داری در این یک سال انجام بدی موفق باشی.

Anonymous said...

salam :) tabrike dobare, eydet mobarak