یه خاطره آور کوچیک
امروز داشتم اتاقو مرتب می کردم، اومدم چمدونها رو جابجا کنم. یهو ویرم گرفت توشون رو هم چک کنم. توی یکیشون موبایل قدیمیم بود. آخی، چقدر یه موبایل می تونه برای آدم خاطره داشته باشه. طفلی 3 سال کار کرده، هنوزم بدون اینکه آخ بگه کار می کنه. چقدر من با این موبایل گریه کردم. چقدر با نیلو صحبت کردم. چقدر خاطره. چه جاهایی نرفته. از توی غار گرفته، تا توی قایق وسط دریا، یه بار شیرجه زده با خودم توی استخر، یه بار پرت شده توی جوب پر آب، دریاچه تار، لار، شمال، بالای کوه، کویر، جنگل، توی باد و بارون با من خیس شده چون داشتم باهاش حرف می زدم. چقدر جاها رفته طفلی. رفتم توی قسمت پیامها، دلم لک زده بود برای خوندن پیامها. از آدمای مختلف. باورتون میشه آدم بشینه پیامهایی مثل: آقا کجایی؟ من دیر میرسم. الان بهت زنگ می زنم بصبر. مامان گشنمه. آقا برنامه امشب چیه؟ مهمونی کیه؟ بابک میای خونه ما ماستو چیپس یادت نره. اینا رو آدم بشینه با ولع بخونه. دونه دونشون خاطره هست. بعد رفتم توی لیست تلفنها. وای هوارتا تلفن بود. حتی اسم بعضی هاشون رو که می دیدم اصلا یادم نمی اومد اینا کی هستن. خلاصه اینکه با یه تیکه کوچیک فلزی مدتها مرور خاطره کردم. دلم برای نیلو اینقدر تنگ شده که نگو. لعنت کنه هر چی آخونده و آدم احمق و متعصب مذهبی که همه چیزو به گند کشیدن. خیلی ها رو آواره کردن. فحش می دهییم...
3 comments:
آره، موبایل واقعا اینجوریه، کلی واسه خودش شریک زندگی آدمه! یادمه من 4 سال پیش گوشیمو عوض کرده بودم، کلی تا مدت ها دلم واسه گوشی قبلیم تنگ می شد، این گوشیم هم با اینکه دیگه قدیمی شده ولی به هیچ وجه حاضر نیستم ازش دل بکنم! حالا من مسج هامو نگه نمی دارم و پاکشون می کنم، منتها یکی از تفریحاتم اینه که می شینم هر از گاهی شماره ها رو نگاه می کنم، آی مخ آدم کار گرفته می شه وقتی یادت نمیاد این شماره مال کیه!! اون سری 3 ماه هر کی رو می دیدم ازش می پرسیدم شما نسرین می شناسین؟!؟!؟! تو رو خدا یکی بهم بگه نسرین کیه! تا اینکه خودم یادم اومد! ماجراییه این نشناختنا!!
ضمنا! بمیرم واسه آوارگیت! یکی ندونه فکر می کنه بچه سر خیابون چادر زده، شبا نون خشکیده و آب می خوره! لوس نکن خودتو!
ایول ندا! آخرشو خوب اومدی! :))
خدا بذاره اس ام اس های انبار شده تو آرشیو گوشی رو که هر وقت بی خوابی می زنه به سرت ،توی تاریکی فقط نور گوشیته که امیدی واست می ذاره که بابا کلی دوست داشتی
...
از اولش اینقدر تنها نبودی
:))))
Post a Comment