Thursday, February 1, 2007

سنگر

فیلم نامه 3 دقیقه ای
سنگر
دو سرباز پشت ماشین نسبتا از بین رفته ای کمین گرفته اند. دوربین برای نشان دادن چهره این دو، به صورت تیکه تیکه از سمت راست به سمت چپ می رود و دوباره از سمت چپ شروع می کند. سرباز سمت راستی رویش به دوربین است و پشتش به ماشین. در حالت خستگی و بدون هیچ گونه هیجانی مهماتش را چک می کند. سرباز سمت راستی هیجان زده است. پشتش به دوربین است. نفس نفس می زند. هر از چند گاهی پای چشمش را می خاراند.
دوربین به سمت عقب و راست می رود. روی خاک می نشیند و جلوی دوربین ناگهان خمپاره ای منفجر می شود. برای 5 ثانیه هیچی معلوم نیست. سرباز سمت راستی سرش را با دو دستش پوشانده و چمباتمه زده، خاک هنوز نمی گزارد سرباز سمت چپی معلوم باشد.
دوربین سر جایش متوقف شده است. سرباز سمت راستی سریع به حالت اماده در می آید. خشاب تفنگش را جا می زند. در همین حین سرباز سمت چپی پیدا می شود. حالت ترس در صورتش پیداست. تیکه از خمپاره شانه سمت راستش را دریده. همینطور رو به دوربین نشسته و نفس نفس می زند. سرباز سمت راستی با یه چرخش سریع نگاهش می کند.
دوربین به سمت راست و مقداری بالاتر از ماشین می رود. سرباز سمت راستی گلنکدک را می کشد و به محض اینکه نشانه می رود گلوله ای به گلویش می خورد.
به سمت عقب پرت می شود. گلویش را می گیرد. خون کم کم از لای انگشتانش بیرون می زند. دستش را به سمت سرباز سمت چپی دراز می کند. تقلا می کند و با صدای خر خر گویی تقاضای کمک می کند. دوربین از توی ماشین سوراخ سوراخ شده از کنار کلاه سرباز سمت چپی سرباز سمت راستی افتاده را نشان می دهد. سرباز سمت چپی به حالت بی حرکتی به سمت زمین نگاه می کند. مرده است.

3 comments:

هیپو said...

میشه ازت خواهش کنم که یه فیلم نامه ی سه دقیقه ای هپی اند هم بنویسی؟! ... دستت درد نکنه!

Unknown said...

chand rooz naboodam hesabi aghab oftadam az neveshtehat! khoobi?

Donya said...

همچنان سنگر را حفظ کنید!! چقدر کشت و کشتار و خونریزی شد تو همین 3 دقیقه